تبليغاتX
برگی از رویا

چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386

غم رفتن

 

 

همه رفتن کسی دور و برم نیست

 

چنین بی کس شدن در باورم نیست

 

اگر این آخر و این عاقبت بود

 

به جز ... افسوس ... هوایی در سرم نیست

 

همه رفتن کسی با نموندش

 

کسی خط دل مارو نخوندش

 

همه رفتن ... ولی

 

این دل مارو همون که فکر نمی کردیم ... سوزوندش

 

 

عجب...

 

بالا و پایین داره دنیا

 

عجب ... این روزگار دلسرده با ما

 

یه روز دورو برم صدتا رفیق بود

 

منو امروز ببین تنهای تنها

نوشته شده توسط دختر مهتاب ... پسر آفتاب در 11:21 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386

من با تو هست می شوم

 

من با تو هست می شوم که شاعرانه ترین دلیل بودن منی

 

من با تو هست می شوم که بهترین بهانه برای بودن منی

 

من با تو هست می شوم ای ایه بهار

 

ای صراحت زلال آیینه

 

من با تو هست میشوم

 

ای دل انگیز ترین شعر هستی

 

نوشته شده توسط دختر مهتاب ... پسر آفتاب در 10:50 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •