برگی از رویا
بارخدايا ! به من تواني ده که با تو بگشايم اين طلسم جانسوز تنهايي را که تو زيباترین پناهگاه منی
شنبه بیست و هشتم مهر 1386
منو درگیر خودت کن
تا جهانم زیر و رو شه





تا سکوت هر شب من
با هجومت روبه رو شه
بی هوا بدون مقصد سمت طوفان تو میرم
منو درگیر خودت تا که آرامش بگیرم




با خیال تو هنوزم
مثل هر روز و همیشه
هر شب حافظه من پر تصویر تو میشه




با من غریبگی نکن
با من که در گیر توام ....
چشماتو از من بر ندار ... من مات تصویر توام




تو همین جایی همیشه
با تو شب شکل یه رویاس ... آخرین نقطه دنیا تو جهان من همین جاس
تو همین جایی و هر روز
من به تنهایی دچارم
منو نزدیک خودم کن تا تورو یادم بیارم







عذرخواهی برای تمام بدی هایی که کردم![]()
عذر خواهی از همه
از همه دوستام که ناراحتشون کردم
از محمد
از طوبی
از کوچولوی تنها
از بابک
از همه ...








نوشته شده توسط دختر مهتاب ... پسر آفتاب
در 11:58 بعد از ظهر | لینک ثابت
•
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386
گالری عکس فقط بخاطر عذرخواهی ...
نوشته شده توسط دختر مهتاب ... پسر آفتاب
در 11:29 بعد از ظهر | لینک ثابت
•
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386
حالشو ببرین
نوشته شده توسط دختر مهتاب ... پسر آفتاب
در 0:8 قبل از ظهر | لینک ثابت
•

