دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386
در چهار گوشه قاب قلبم تصویر نورانی توست . ای خورشید مشرقی کی زمان تابیدنت فرا می رسد؟
فصلها تند تند می آیند و می روند برفهای زمستان به نهرهای خروشان تابستان تبدیل می
شوند اما هنوز از تو خبری نیست .
نمی دانم تا کی باید چشم انتظار تو بود ؟!...

دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386
هر صبح قبل از اینکه لبخند خورشید را بنگرم
به شوق دیدارت پنجره را می گشایم
ای کاش چشمانم توانایی دیدن تو را داشت
و لحظه ای را برای دیدنت از دست نمی دادم
هربار که سجاده نور را پهن می کنم تا در محراب عشق سجده کنم و کویر خشک
وجودم را با اشکهایم آبیاری کنم
یاد تو را در دل دارم ![]()
ای عشق مهربانم چشمان ابری ام را نگاه کن![]()
چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386
من از این دعا و راز و نیاز با خدا خیلی خوشم میاد واسه شما هم میدم شاید به دلتون بشینه
کلام بوداییان :
خداوندا . به من آرامشی عنایت فرما تا بتوانم چیزهای تغییر ناپذیر را قبول کنم![]()
خداوندا . به من قدرت و شهامت عنایت فرما تا بتوانم هرچه را میخواهم تغییر دهم![]()
خداوندا . به من دانشی عنایت فرما که بتوانم بین این دو تفاوت قائل شوم![]()
و خداوندا به من تنها قدرتی عنایت فرما تا بتونم درد دوری و تنهایی رو تحمل کنم
آمین ...![]()
![]()

چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386

زمزمه های دلتنگی ام را به نسیم می سپارم تا به تو برساند . آن زمان که نگاهت را به آسمان بخشیدی چقدر گریستم
و با پر کشیدنت دل ترک خورده من هم شکست ...
![]()
![]()
چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386
دلم از دست خودم سیر شد و ساده شکست
در همان پیچ و خم اول این جاده شکست
پرم از حس مسیحایی تو
روح سرسبز غزلهای مرا باده شکست
آمد از راه پر از غربت و تنهایی من
وچه ساده پی پرواز پریزاده شکست
سه دهه می گذرد از غل و زنجیر تنم
که دلم سنگ شد و با دل دلداده شکست
تو برو، جاده و تنهایی و من ، همسفریم
دلم از دست خودم سیر شد و ساده شکست

چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386
هر صبح قبل از اینکه لبخند خورشید را بنگرم به شوق دیدارت پنجره را می گشایم
ای کاش چشمانم توانایی دیدن تو را داشت و لحظه ای را برای دیدنت از دست نمی دادم
هربار که سجاده نور را پهن می کنم تا در محراب عشق سجده کنم و کویر خشک وجودم را با اشکهایم آبیاری کنم یاد تو را در دل دارم ای عشق مهربانم چشمان ابری ام را نگاه کن
